فرهنگ معین
(اُ. زَ دَ ) (مص ل. ) = عق: حال به هم خوردن، استفراغ.
(اُ. زَ دَ ) (مص ل. ) = عق: حال به هم خوردن، استفراغ.
عق: حال به هم خوردن، استفراغ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خویش را بر صف عشاق زدن کام دل است عقل را عشق در این معرکه فیروز ندید
💡 روشهای وحشیانهتری از مجازات از سال ۱۹۳۶ پی گرفته شدند؛ از جمله شلاق زدن با شلاق ویژه اسب، ضرب و شتم طولانی مدت، شکنجه اعضای خانواده و تهدید به تیراندازی. برخی از شاهدان در موسسات روانی و تحت درمان روانپزشکی قرار گرفتند. دستور به عقیمسازی بعضی از کسانی که در خودداری از تقبیح ایمان خود «سرسخت» بودند، داده شد.
💡 هر نفس دم چو نی از پرده عشاق زدن کار بی برگ و نوایی ست که گفتن نتوان