اطواد

لغت نامه دهخدا

اطواد. [ اَطْ ] ( ع اِ ) ج ِ طَود. ( دهار ). ج ِ طود، کوه یا کوه بزرگ. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). ج ِ طود، کوه. ( هفت قلزم ). || توده های ریگ. ( هفت قلزم ) ( از متن اللغة ). و رجوع به طود شود.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ طُود،کوه ها.

فرهنگ عمید

= طود

فرهنگ فارسی

جمع طود کوه یا کوه بزرگ یا توده های ریگ.

ویکی واژه

جِ طُود؛کوه‌ها.

جمله سازی با اطواد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و انما مثل الدنیا و زینتها ریح تمر بکام و اطواد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران