استقباح
مترادفها
ناپسندی، نکوهش
متضادها
پسندیدن، تأیید
لغت نامه دهخدا
استقباح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) زشت شمردن. ( منتهی الارب ). زشت داشتن چیزی. ( زوزنی ). ضد استحسان: ما یستقبح ذکره.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) زشت شمردن، قبیح داشتن.
ویکی واژه
زشت شمردن، قبیح داشتن.
جمله سازی با استقباح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وَ کَذلِکَ ای کما اریناه البصیرة فی دینه، و استقباح ما کان علیه ابوه من عبادة الاصنام، کذلک نریه «مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» یعنی ملک اللَّه و ما خلق فیهما من الآیات و العبر و الدّلالات. و «الملکوت» الملک، زید فیه الواو و التاء للمبالغة کالرهبوت للرغبة، و الرّحموت للرّحمة. و ملکوت آسمان و زمین که با ابراهیم نمودند، بیک قول آن بود که از سرب بیرون آمد، بر آسمان نگرست. آفتاب دید و مهتاب و ستارگان و سیر سیارگان، و گردش فلک و ملکوت زمین دید، ازین کوه و صحرا و دریا و درختان و چهار پایان و پرندگان و امثال آن. بنظر اعتبار و استدلال در آن نگرست. یقین وی بیفزود، که آن را کردگاری است دارنده داننده.
💡 بسیاری از کارشناسان حقوقی، استقباح رفتارهای غیرقانونی و ناعادلانه را در سیستم قضایی، اقدامی ضروری برای حفظ عدالت و اعتماد عمومی مردم به نهادهای دولتی میدانند.
💡 جامعه علمی با استقباح شدید از نتایج تحقیقاتی که بر پایه دادههای جعلی و غیرقابل اعتماد بنا شده بودند، از اعتبار آن پژوهشگران کاست.
💡 در نشستهای بینالمللی، نمایندگان کشورهای مختلف نسبت به استقباح اقدامات نظامی و نقض حقوق بشر در مناطق جنگزده، ابراز نگرانی شدید و اعتراض کردند.