لغت نامه دهخدا
استزاره. [ اِ ت ِ رَ ] ( ع مص ) زیارت خواستن از کسی. ( منتهی الارب ). زیارت کردن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). طلب زیارت کردن.
استزاره. [ اِ ت ِ رَ ] ( ع مص ) زیارت خواستن از کسی. ( منتهی الارب ). زیارت کردن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). طلب زیارت کردن.
(اِ تِ رِ ) [ ع. استزارة ] (مص م. ) طلب زیارت کسی کردن، دیدار خواستن.
طلب زیارت کسی کردن، دیدار خواستن.
💡 اتری تخفض قدری بعد ترک الاستزاره قل لنا من انت حتی تنبغی منک الزیاره