استذراء
استذراء ریشهای عربی دارد که در زبان فارسی به مفاهیم جالبی اشاره میکند. این کلمه، با تمام ظرافتهایش، تصویری از پناه جستن، آسایش یافتن و بهرهمند شدن را ترسیم میکند. در معنای اول، استذراء را میتوان به گرسنه شدن یا میل شدید به غذا پیدا کردن تعبیر کرد. در مفهومی خاصتر و در قلمرو دامپروری، به آماده شدن بز ماده برای جفتگیری اشاره دارد؛ چرخهای طبیعی در حیات حیوانات. این جنبه زیستشناختی، هرچند جزئی، به یک نیاز اساسی برای ادامه حیات و رسیدن به کمال اشاره دارد، همانند گرسنگی برای تغذیه. این یادآور آن است که حتی در ابتداییترین فرآیندهای زندگی، جستجو و آمادگی وجود دارد.
در معنای دوم و شاید شاعرانهتر، استذراء عمل سایه جستن، بهویژه در زیر درخت را توصیف میکند. این تصویر، حس یافتن پناهگاهی در برابر سختیها، لحظهای از خنکی و آرامش دلنشین را به ذهن متبادر میسازد. این به معنای یافتن پناهگاهی طبیعی است؛ مکانی امن که آغوش سخاوتمندانه طبیعت آن را فراهم میکند. این مفهوم با یافتن پناهگاه یا پناه گرفتن به چیزی یا کسی، گسترش مییابد. این سخن از نیاز جهانی انسان به امنیت، به یک حضور مورد اعتماد یا یک موجودیت پایدار که بتوان به آن تکیه کرد، در زمانی که جهان اندکی طاقتفرسا به نظر میرسد، حکایت دارد.
بنابراین، استذراء (istizra'a) نیازهای بنیادین تغذیه و امنیت، ریتمهای زیستی زندگی و میل عمیق انسانی به آسایش و محافظت را در هم میآمیزد. این کلمهای است که در وجوه مختلفش، ما را به ارتباط عمیقمان با دنیای طبیعی و با یکدیگر یادآوری میکند، زیرا همگی ما به شیوههای خود در پی تغذیه شدن و یافتن پناهگاههای امن خود هستیم.
مترادفها
تحقیر، حقارت، خواری، بیزاری
متضادها
احترام، تکریم، ستایش، ارج
لغت نامه دهخدا
استذراء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گشن خواه شدن. نر جستن بز ماده: استذرت المعزی. || بسایه درخت شدن.( منتهی الارب ). سایه گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بسایه درخت رفتن. || پناه گرفتن بچیزی. ( منتهی الارب ). پناه گرفتن بکسی. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) به کسی پناه بردن، در پناه کسی رفتن.
ویکی واژه
به کسی پناه بردن، در پناه کسی رفتن.