آغازه
مترادفها
شروع، آغاز، ابتدا
متضادها
پایان، انتها
لغت نامه دهخدا
( آغازه ) آغازه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) نام دست افزاری است کفشگران را. ( از برهان ). || دوالی بدرز میان رویه و زیره کفش دوخته تا گرد و آب بدرون نشود. رجوع به آغاره شود.
اغازه. [ اَ زَ / زِ ] ( اِ ) افزاری است کفش دوزان را. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( آغازه ) (زِ )( اِ. )آغاره، دوالی که بین رویه و تخت کفش دوزند تا آب و خاک به درون آن نرود.
فرهنگ فارسی
( آغازه ) ( اسم ) ۱ - دست افزاریست برای کفش دوزان. ۲ - دوالی که مابین چرم وروی. کفش دوزند تا آب و خاک بدرون کفش نرود.
نام دست افزاریست کفشگرانرا
فرهنگستان زبان و ادب
آغازه
{home page} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نخستین صفحۀ اطلاعات یک فرد یا سازمان بر روی شبکۀ اینترنت
{initial point} [ریاضی] فرمول دار
{primordium} [زیست شناسی- علوم گیاهی] اندام یا یاخته یا گروهی از یاخته های تمایز یافته در اولین مرحلۀ نمو
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← کلید آغازه
ویکی واژه
کلمهای که با نخستین حروف کلمههای پیدرپیِ نام یک سازمان ساخته میشود، مانند هما برای هواپیمایی ملی ایران. اختصار.
دوالی که بین رویه و تخت کفش دوزند تا آب و خاک به درون آن نرود. آغاره.
جمله سازی با آغازه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در زیستشناسی اندام یا یاخته یا گروهی از یاختههای تمایزیافته در اولین مرحلهٔ نمو را آغازه میگویند.
💡 کی رسد جویا به پایان شرح بیداد غمش عشق را انجام کار آبستن آغازهاست
💡 آغازه اخیرترین مرحله تکوین اندام در تکوین شناسی یک موجود است که قابل تشخیص باشد.
💡 در تلاش جستجویت سر به هم آورده اند مقطع انجام ها و مطلع آغازها
💡 اگر در چشم بینش روشنایی چون شرر داری ببین کز نقطهٔ آغازها انجام می بارد