آزاد سازی
مترادفها
رهایی، آزادی
متضادها
اسارت، بندگی
ویکی واژه
آزادسازی
آزاد کردن چیزی از محدویت، قید، اسارت، اشغال، و مانند آنها. آزاد سازی شهرهای اشغال شده.
حوزه: [حملونقل ریلی]: تغییر نمای علامت از یک نمای بسیار محدود به نمای کمتر محدود.
جمله سازی با آزاد سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۱. نظم مالی ۲. باز ترتیب اولویتهای مخارج عمومی ۳. اصلاح مالیات ۴. آزادی سازی نرخهای بهره ۵. یک نرخ ارز رقابتی ۶. آزاد سازی تجاری ۷. آزاد سازی سرمایهگذاری مستقیم خارجی ورودی ۸. خصوصیسازی ۹. مقررات زدایی ۱۰. حقوق مالکیت
💡 در زمان حکومت چهار ساله او هرمهب به آزاد سازی بخش های تصرف شده مصر توسط هیتیها پرداخت.
💡 تو سروی و مثل تو سروی نخاست گرانبارم، آزاد سازی رواست
💡 انقلاب جنسی یا آزاد سازی جنسی یک جنبش اجتماعی بود که نظام سنتی رفتارهای جنسی و روابط بین فردی را در غرب در فاصلهٔ سالهای دههٔ ۶۰ تا ۸۰ میلادی به چالش کشید. خیلی از تغییرات در هنجارهای جنسی در این دوره، امروزه جریان غالب شدهاند.
💡 فیلم آزاد به قید شرط در چندین نوبت برای آزاد سازی زندانیان مالی کشور اکرانهای ویژه داشت که اولین نوبت آن در تاریخ ۷ آبانماه سال ۹۶ با حضور کارگردان، بازیگران و همراهی جمعی از خیرین و مدیران انجمن حمایت از زندانیان کشور در پردیس سینمایی چارسو برگزار گردید.
💡 ابولیلا و نیروهای تحت فرماندهی او اخیراً همراه با «نیروهای سوریه دموکراتیک» و با حمایت ائتلاف بینالمللی مبارزه با داعش، عملیات گستردهای را برای آزاد سازی شهر منبج آغاز کردند.
💡 تلاشهای مداوم گروههای مختلف برای آزادی سرزمینهای اشغالی منجر به آغاز فرآیند آزاد سازی و در نهایت رسیدن به صلح پایدار در منطقه شد
💡 دولت جدید وعده داد که تمامی زندانیان سیاسی را در جریان فرآیند آزاد سازی و اصلاحات حقوقی که در پیش دارد، به زودی از زندانها رها کند
💡 تاریخ آزادی و آزاد سازی این شهر بسیار پرفراز و نشیب بود و بسیاری از مردم برای رسیدن به این لحظه جان خود را فدا کردند