wrackful
🌐 وحشتناک
صفت (adjective)
📌 ویرانگر
جمله سازی با wrackful
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The week’s wrackful pace left even optimists quiet.
سرعت سرسامآور این هفته حتی خوشبینها را هم ساکت کرد.
💡 A wrackful squall rattled shutters and drenched the square.
طوفان سهمگینی کرکرهها را به لرزه درآورد و میدان را خیس کرد.
💡 The poem opens with a wrackful sea that mirrors the hero’s mind.
شعر با دریایی خروشان آغاز میشود که آینهای از ذهن قهرمان است.