woolskin
🌐 پوست پشمی
اسم (noun)
📌 پوست گوسفندی که هنوز پشم آن به آن چسبیده بود.
جمله سازی با woolskin
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Riders swear a woolskin reduces pressure points on long treks.
سوارکاران قسم میخورند که پوست پشمی نقاط فشار را در مسیرهای طولانی کاهش میدهد.
💡 She aired the woolskin in shade to keep it fresh.
او پوست پشمی را در سایه قرار داد تا تازه بماند.
💡 The first was a pair of Hermès Oran woolskin sandals, which retail for a cool $860.
اولین مورد، یک جفت صندل پشمی هرمس اوران بود که با قیمت خرده فروشی ۸۶۰ دلار به فروش میرسد.
💡 The cradle was lined with a soft woolskin for winter naps.
گهواره برای خواب زمستانی با پوست پشمی نرمی آستر شده بود.