Wloclawek
🌐 ولوکلاوک
اسم (noun)
📌 شهری در شمال مرکزی لهستان، در کنار رودخانه ویستولا.
جمله سازی با Wloclawek
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A ceramics museum in Wloclawek displayed brilliant glazes under soft light.
یک موزه سرامیک در ولوکلاوک، لعابهای درخشانی را زیر نور ملایم به نمایش گذاشته بود.
💡 Friends from Wloclawek sent photos of a market bursting with apples.
دوستانی از ولوکلاوک عکسهایی از بازاری پر از سیب فرستادند.
💡 The men were to have appeared at a prison in the Polish city of Wloclawek on Tuesday.
قرار بود این مردان روز سهشنبه در زندانی در شهر ولوکلاوک لهستان حاضر شوند.
💡 Von Mackensen's group had reached by that time Wloclawek on the western bank of the Vistula and slightly east of the Thorn-Lowitz railroad, about thirty miles from Thorn.
گروه فون مکنسن در آن زمان به ولوکلاوک در کرانه غربی ویستولا و کمی شرق راهآهن تورن-لوویتز، حدود سی مایل از تورن، رسیده بود.
💡 We stopped in Wloclawek for pierogi and a quiet walk by the river.
ما در ولوکلاوک برای خوردن پیروگی و پیادهروی آرام کنار رودخانه توقف کردیم.