اسم (noun)
📌 ماده ژلاتینی شفافی که کره چشم را در پشت عدسی بلورین پر میکند.
🌐 زجاجیه
📌 ماده ژلاتینی شفافی که کره چشم را در پشت عدسی بلورین پر میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Samples of vitreous humor sometimes assist forensic estimates of time of death.
نمونههایی از مایع زجاجیه گاهی اوقات به تخمینهای پزشکی قانونی در مورد زمان مرگ کمک میکنند.
💡 Surgeons carefully removed vitreous humor to access a retinal tear.
جراحان با دقت زجاجیه را خارج کردند تا به پارگی شبکیه دسترسی پیدا کنند.
💡 Clouding of the vitreous humor can blur vision during movement.
کدر شدن زجاجیه میتواند باعث تاری دید در حین حرکت شود.
💡 Floaters are bits of protein in the jelly-like fluid in the back of the eye, called the vitreous humor, which cast a shadow on the retina.
مگسپرانها تکههایی از پروتئین در مایع ژلهای پشت چشم به نام زجاجیه هستند که سایهای روی شبکیه میاندازند.
💡 Doctors then performed a pars plana vitrectomy — which is a procedure to remove the vitreous humor from the inside of the eye — to take out the worm.
سپس پزشکان برای خارج کردن کرم، عمل ویترکتومی پارس پلانا - که عملی برای برداشتن زجاجیه از داخل چشم است - را انجام دادند.
💡 The thought of having three large needles stuck into my eyeball, and the vitreous humor then being sucked out while I was awake, did not appeal.
فکر اینکه سه سوزن بزرگ در کره چشمم فرو برود و زجاجیه در حالی که بیدارم بیرون کشیده شود، برایم جذاب نبود.