vexation
🌐 آزردگی
اسم (noun)
📌 عملِ آزار دادن.
📌 حالت آزرده بودن؛ رنجیده بودن؛ آزردگی؛ دلخوری
📌 چیزی که باعث رنجش میشود؛ مایهی آزار؛ مایهی دردسر
جمله سازی با vexation
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Her vexation then turns into humiliation and shame, then to debilitating depression.
سپس رنجش او به تحقیر و شرم و سپس به افسردگی ناتوانکننده تبدیل میشود.
💡 Strange, too, that so few books deal substantively with a near-universal vexation, by which I mean the tax system.
همچنین عجیب است که کتابهای بسیار کمی به طور اساسی به یک رنجش تقریباً جهانی، که منظورم سیستم مالیاتی است، میپردازند.
💡 She hid her vexation behind a polite smile and asked better questions.
او رنجشش را پشت لبخندی مودبانه پنهان کرد و سوالات بهتری پرسید.
💡 His chief vexation was a printer that jammed only during deadlines.
بزرگترین دردسر او چاپگری بود که فقط موقع تحویل کار در ضربالاجلها گیر میکرد.
💡 Travel delays piled vexation on a trip that was supposed to be restful.
تأخیر در سفر، سفری را که قرار بود آرامشبخش باشد، پر از دردسر کرد.
💡 As for the state’s notoriously prolonged vote-counting process, it may be a source of vexation.
در مورد روند طولانی شمارش آرا در این ایالت، ممکن است این موضوع مایه نگرانی باشد.