vascularization
🌐 رگزایی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 توسعه رگهای خونی در یک اندام یا بخشی از بدن
جمله سازی با vascularization
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Imaging tracked vascularization around the implant over weeks.
تصویربرداری، رگزایی اطراف ایمپلنت را طی چند هفته ردیابی کرد.
💡 Engineers aim for rapid vascularization in printed organs.
مهندسان در پی رگزایی سریع در اندامهای چاپشده هستند.
💡 Good vascularization speeds healing in grafted skin.
رگزایی خوب، روند بهبودی در پوست پیوند شده را تسریع میکند.
💡 First, many studies have emphasized the need for adequate vascularization in fat to prevent hypoxia9.
اولاً، بسیاری از مطالعات بر لزوم رگزایی کافی در چربی برای جلوگیری از هیپوکسی تأکید کردهاند.
💡 The fossils found there tend to be exceptionally well-preserved—sometimes even showing vascularization—thanks to the impact of seasonal monsoons.
فسیلهای یافتشده در آنجا به لطف تأثیر بادهای موسمی فصلی، بهطور استثنایی خوب حفظ شدهاند - گاهی اوقات حتی رگزایی را نشان میدهند.
💡 Moreover, studies of its bone vascularization hint at a higher growth rate and potentially a faster metabolism compared to many extant snakes.
علاوه بر این، مطالعات مربوط به رگزایی استخوانی آن، به نرخ رشد بالاتر و متابولیسم بالقوه سریعتر در مقایسه با بسیاری از مارهای موجود اشاره دارد.