ungainly

🌐 به طور زمخت

بدقواره، بدترکیب در حرکت؛ کسی/چیزی که در راه‌رفتن/حرکت ناشی و دست‌وپاچلفتی به نظر می‌رسد.

صفت (adjective)

📌 نا برازنده؛ دست و پا چلفتی؛ زمخت؛ زمخت

قید (adverb)

📌 به طرز ناخوشایندی.

جمله سازی با ungainly

💡 He made an ungainly bow that charmed the audience anyway.

او تعظیم ناشیانه‌ای کرد که در هر صورت تماشاگران را مجذوب خود کرد.

💡 getting the ungainly couch up the stairs was a real chore

بالا بردن آن کاناپه بدقواره از پله‌ها واقعاً کار طاقت‌فرسایی بود

💡 Critics started using the ungainly term Apatowian to describe his imitators.

منتقدان شروع به استفاده از اصطلاح نامناسب آپاتویان برای توصیف مقلدان او کردند.

💡 It's exquisite, even allowing for the rather ungainly noses forced on this era of F1 cars by the regulations.

این خودرو فوق‌العاده است، حتی با در نظر گرفتن دماغه‌های نسبتاً نازیبایی که طبق مقررات به این دوره از خودروهای فرمول یک تحمیل شده است.

💡 Sample review: "An ungainly mess, submerged in mayhem, occasionally surfacing for cliches."

نمونه نقد: «یک فیلم به‌هم‌ریخته و زمخت، غرق در هرج‌ومرج، که گهگاه برای کلیشه‌ها ظاهر می‌شود.»

💡 An ungainly interface can still be powerful if it’s predictable.

یک رابط کاربری بدقواره اگر قابل پیش‌بینی باشد، همچنان می‌تواند قدرتمند باشد.