transputer
🌐 ترانسپیوتر
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 محاسبه نوعی ریزتراشه سریع و قدرتمند که معادل یک ریزپردازنده ۳۲ بیتی با حافظه رم اختصاصی خود است
جمله سازی با transputer
💡 Hobbyists still program a transputer for retro-computing fun.
علاقهمندان هنوز هم برای سرگرمی محاسبات قدیمی، یک ترانسپیوتر را برنامهریزی میکنند.
💡 The transputer architecture taught students message-passing the hard way.
معماری ترانسپیوتر به دانشآموزان انتقال پیام را به شیوهای دشوار آموخت.
💡 A transputer array once promised parallel power on a desktop.
یک آرایه ترانسپیوتر زمانی نویدبخش توان موازی روی دسکتاپ بود.