trangam

🌐 ترانگام

ترَنگَم؛ واژه‌ی کهنه برای «خرت‌وپرت کوچک، شیء تزئینی بی‌ارزش، اسباب‌بازی/پازل عجیب».

اسم (noun)

📌 یک وسیله عجیب و غریب؛ جواهر؛ زیورآلات تزئینی

جمله سازی با trangam

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 She bought a brass trangam from a flea market stall on a whim.

او از روی هوس یک ترانگام برنجی از یک دکه بازار دستفروشان خرید.

💡 An antique trangam puzzled the appraiser until a hinge revealed its purpose.

یک ترانگام عتیقه، ارزیاب را گیج کرده بود تا اینکه لولای آن، کاربردش را آشکار کرد.

💡 His desk was cluttered with every trangam a gadget lover could want.

میزش پر از هر وسیله‌ای بود که یک عاشق گجت آرزویش را دارد.

کلمات مرتبط