topmost
🌐 بالاترین
صفت (adjective)
📌 بالاترین؛ والاترین
جمله سازی با topmost
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 She shelved rare books on the topmost level away from little hands.
او کتابهای کمیاب را در بالاترین طبقه، دور از دسترس دستهای کوچک، قفسهبندی میکرد.
💡 We reached the topmost terrace just as the bells began.
درست زمانی که ناقوسها شروع شدند، به بالاترین تراس رسیدیم.
💡 The topmost branches rattled like silver in the wind.
شاخههای بالایی مثل نقره در باد به هم میخوردند.
💡 In China, the world’s topmost steelmaker, policy is murkier but capacity is huge.
در چین، بزرگترین فولادساز جهان، سیاست مبهمتر است اما ظرفیت تولید بسیار زیاد است.
💡 "No doubt Mr Dhankhar has to give topmost priority to his health," he said.
او گفت: «بدون شک آقای دانخار باید بالاترین اولویت را به سلامت خود بدهد.»
💡 But the Times’ topmost editors wanted to err on the side of caution.
اما سردبیران ارشد تایمز میخواستند جانب احتیاط را رعایت کنند.