tea leaf

🌐 برگ چای

۱) برگ چای؛ برگ خشک‌شده یا تازهٔ گیاه چای. ۲) (عامیانه بریتانیایی، rhyming slang) به‌معنای «دزد» هم به کار می‌رود.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 برگ خشک شده درختچه چای، که برای تهیه چای استفاده می‌شود

📌 (معمولاً جمع) قسمت‌های خرد شده‌ی این برگ‌ها، مخصوصاً بعد از دم کردن

📌 عامیانه، دزد

جمله سازی با tea leaf

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 A single tea leaf can betray harvest quality by shape and scent.

یک برگ چای می‌تواند کیفیت برداشت را از نظر شکل و عطر لو دهد.

💡 Farmers sort each tea leaf by grade before rolling and drying.

کشاورزان قبل از لوله کردن و خشک کردن، هر برگ چای را بر اساس درجه آن مرتب می‌کنند.

💡 She read a tea leaf stuck to the cup, laughing at fortune-telling.

او در حالی که به فال گرفتن می‌خندید، فال برگ چای چسبیده به فنجان را خواند.

💡 This specific variety is “made of smooth Chinese loose leaf green tea leaves naturally scented by layers of jasmine buds,” according to the tea’s description.

طبق توضیحات این چای، این نوع خاص «از برگ‌های صاف و نرم چای سبز چینی با رایحه طبیعی جوانه‌های یاس ساخته شده است».

💡 Inside, there’s a beautiful marble bar, wood tables, a cozy couch and long tables with tea leaves in jars to smell and discover.

داخل، یک بار مرمری زیبا، میزهای چوبی، یک کاناپه دنج و میزهای بلندی با برگ‌های چای در شیشه‌هایی برای بو کردن و کشف کردن وجود دارد.

💡 I got some good crackers, some goat cheese wrapped in tea leaves.

چند تا کراکر خوب گرفتم، یه کم پنیر بز که تو برگ چای پیچیده شده بود.