subvisible

🌐 قابل مشاهده

زیرِ حدّ دید؛ آن‌قدر کوچک یا کم‌رنگ که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شود، ولی ممکن است با میکروسکوپ/ابزار قابل مشاهده باشد.

صفت (adjective)

📌 نامرئی است مگر اینکه از طریق میکروسکوپ مشاهده شود.

جمله سازی با subvisible

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Even subvisible particles can trigger allergies in sensitive patients.

حتی ذرات نامرئی می‌توانند در بیماران حساس باعث ایجاد آلرژی شوند.

💡 The chief drawback to the films is that the screen is so small that objects in the background are all but subvisible.

ایراد اصلی فیلم‌ها این است که پرده نمایش آنقدر کوچک است که اشیاء در پس‌زمینه تقریباً نامرئی هستند.

💡 Inspectors use dye to reveal subvisible defects in castings.

بازرسان از رنگ برای آشکار کردن عیوب نامرئی در قطعات ریخته‌گری استفاده می‌کنند.