spreader-ditcher
🌐 پخش کننده
اسم (noun)
📌 ماشینی برای شکل دادن و تمیز کردن بستر جادهها و جویها و آزاد کردن رد یخ و برف با شخم زدن و کندن.
جمله سازی با spreader-ditcher
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Maintenance on the spreader ditcher focused on blades and alignment.
تعمیر و نگهداری دستگاه پخش کننده آب بر روی تیغهها و تنظیم آنها متمرکز بود.
💡 The crew ran a spreader ditcher to distribute runoff evenly across the field.
گروه، یک دستگاه پخشکنندهی آب را به کار انداختند تا رواناب را به طور مساوی در سراسر مزرعه توزیع کنند.