spasmophilic

🌐 اسپاسموفیلیک

مستعد اسپاسم؛ کسی یا وضعیتی که دارای spasmophilia است و به‌راحتی دچار گرفتگی و انقباض‌های تَشنُجی می‌شود.

صفت (adjective)

📌 اسپاسموفیلی یا ابتلا به آن.

جمله سازی با spasmophilic

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The spasmophilic label pushed doctors to test calcium and magnesium first.

برچسب اسپاسموفیلیک پزشکان را وادار کرد که ابتدا کلسیم و منیزیم را آزمایش کنند.

💡 A spasmophilic disposition showed up in lab findings before it showed up in symptoms.

قبل از اینکه علائم بیماری بروز کند، گرایش به اسپاسموفیلی در یافته‌های آزمایشگاهی آشکار شد.

💡 Some animals bred spasmophilic respond to stress with twitchy scripts.

برخی از حیواناتی که به صورت اسپاسموفیلیک پرورش داده می‌شوند، با انقباضات ناگهانی به استرس پاسخ می‌دهند.