softly
🌐 به نرمی
قید (adverb)
📌 با لحن یا صدای آهسته؛ آرام
📌 موسیقی.، با صدایی آرام و ملایم.
📌 به شکلی که نه زننده باشد و نه چشمنواز.
📌 با ملایمت، مهربانی یا دلسوزی؛ با ملاطفت؛ از روی دلسوزی
جمله سازی با softly
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 We say that the kind of stimulation that activates involuntary attention has to be what we call “softly fascinating.”
ما میگوییم نوع تحریکی که توجه غیرارادی را فعال میکند، باید چیزی باشد که ما آن را «جذابیت ملایم» مینامیم.
💡 Someone knocked softly at dawn, delivering a neighbor’s misdelivered bread.
کسی هنگام سحر به آرامی در زد و نان اشتباهی همسایهای را تحویل داد.
💡 Campers sang Down in the Valley softly as fires dimmed.
همچنان که آتشها خاموش میشدند، اردوزنها به آرامی آواز «در پایین دره» را میخواندند.
💡 Unfaith can slip in softly when promises keep slipping.
وقتی وعدهها مدام از بین میروند، بیوفایی میتواند به آرامی رخنه کند.
💡 Walk softly on old floorboards or you’ll wake the baby.
روی کفپوشهای قدیمی به آرامی راه برو وگرنه بچه را بیدار میکنی.
💡 His voice shook, and he spoke very softly.
صدایش میلرزید و خیلی آرام صحبت میکرد.