sectarianize
🌐 فرقهای کردن
فعل (با مفعول استفاده میشود) (verb (used with object))
📌 فرقهای کردن.
جمله سازی با sectarianize
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Don’t sectarianize the debate by turning policy into identity; keep room for compromise to breathe.
با تبدیل سیاست به هویت، بحث را فرقهای نکنید؛ جایی برای سازش و مصالحه باقی بگذارید.
💡 Media can sectarianize issues with careless framing, so editors carry real responsibility.
رسانهها میتوانند با چارچوببندی بیدقت، مسائل را فرقهای کنند، بنابراین سردبیران مسئولیت واقعی را بر عهده دارند.
💡 Politicians who sectarianize minor disagreements often find they cannot reverse the fire later.
سیاستمدارانی که اختلافات جزئی را فرقهای میکنند، اغلب متوجه میشوند که بعداً نمیتوانند آتش را خاموش کنند.
💡 Such zeal is as needless as trying to sectarianize an Old Testament Psalm.
چنین تعصبی به اندازه تلاش برای فرقهای کردن یک مزمور عهد عتیق غیرضروری است.