resp.
🌐 به جای آن
مخفف (abbreviation)
📌 مربوطه.
📌 به ترتیب.
📌 دفع شده؛ دفع کردن
📌 پاسخ دهنده.
جمله سازی با resp.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 But UN special rapporteur on HR says those resp should face "gravest penalties"
اما گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل میگوید که این افراد باید با «شدیدترین مجازاتها» روبرو شوند.
💡 The footnote split results by males and females, resp., which kept the table tidy without losing clarity.
نتایج تفکیک پاورقی بر اساس جنسیت مرد و زن، به همین دلیل جدول را بدون از دست دادن وضوح، مرتب نگه داشت.