recrudescence
🌐 تجدید حیات
اسم (noun)
📌 از نو آغاز کردن یا وارد شدن به فعالیتی نو؛ احیا یا ظهور مجدد در وجودی فعال.
جمله سازی با recrudescence
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 “I don’t think this is reinfection. I think this is recrudescence of the original infection.”
«فکر نمیکنم این عفونت مجدد باشد. فکر میکنم این عود عفونت اولیه است.»
💡 Public health teams monitored a possible recrudescence after travel volumes surged.
تیمهای بهداشت عمومی پس از افزایش حجم سفرها، احتمال بازگشت بیماری را زیر نظر داشتند.
💡 The artist’s late work shows a recrudescence of motifs from his student years.
آثار متاخر این هنرمند، بازگشت نقوش دوران دانشجوییاش را نشان میدهد.
💡 Economists feared a recrudescence of inflation if energy prices spiked again.
اقتصاددانان از بازگشت تورم در صورت افزایش مجدد قیمت انرژی بیم داشتند.
💡 Who would benefit from the end of community fluoridation and a recrudescence of tooth decay?
چه کسی از پایان فلوریداسیون عمومی و افزایش مجدد پوسیدگی دندان سود میبرد؟
💡 Who would benefit from the end of community fluoridation and a recrudescence of tooth decay?
چه کسی از پایان فلوریداسیون عمومی و افزایش مجدد پوسیدگی دندان سود میبرد؟