piece of exchange
🌐 قطعه مبادله ای
اسم (noun)
📌 قطعهای از زره صفحهای برای تقویت یا جایگزینی قطعهای که معمولاً در لباس استفاده میشود.
جمله سازی با piece of exchange
💡 Studying a piece of exchange teaches how signatures once powered empires.
مطالعهی یک سند مبادلهای به ما میآموزد که چگونه امضاها زمانی به امپراتوریها قدرت میبخشیدند.
💡 Courts enforced a piece of exchange strictly, because trust and timetables kept ports honest.
دادگاهها یک سند مبادله را به شدت اجرا میکردند، زیرا اعتماد و جدول زمانی، بنادر را صادق نگه میداشت.
💡 The merchant drew a piece of exchange payable in London, a paper promise that let cargo move faster than coin.
تاجر یک سند مبادلهای قابل پرداخت در لندن کشید، یک تعهد کاغذی که اجازه میداد محموله سریعتر از سکه جابجا شود.