enswathe
🌐 انسوات
فعل (با مفعول استفاده میشود) (verb (used with object))
📌 پیچیدن
جمله سازی با enswathe
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 We’ll enswathe the statue during winter, protecting hairline cracks from ice’s quiet insistence.
ما در طول زمستان مجسمه را میپوشانیم و از ترکهای مویی آن در برابر نفوذ آرام یخ محافظت میکنیم.
💡 Fog can enswathe a city so completely that familiar blocks feel newly mysterious and kind.
مه میتواند شهری را چنان کامل در بر بگیرد که محلههای آشنا، حس مرموز و مهربانی تازهای پیدا کنند.
💡 Rosy and proud are the skies of the East, Love-dowered moons to enswathe thee, delight thee: Thy days and our days—are thine then the least, O Aphrodite?
آسمانهای شرق گلگون و مغرورند، ماههای مهرآمیز تا تو را در بر گیرند، تو را شادمان کنند: آیا روزهای تو و روزهای ما - پس ای آفرودیت، روزهای تو کمترین هستند؟
💡 Ay, if words never needed enswathe aught But ignorance, impudence, envy And malice—what word-swathe would then vie With yours for a clearness crystalline?
آری، اگر کلمات هرگز نیازی به پوشاندن چیزی جز جهل، گستاخی، حسادت و بدخواهی نداشتند، پس کدامین کلام میتوانست برای شفافیت و بلورین بودن با کلام تو رقابت کند؟
💡 swelling buds still enswathed in their furry overcoats
جوانههای متورم هنوز در پالتوهای خزدارشان فرو رفتهاند
💡 Nurses enswathe newborns gently, swaddling just enough to soothe without restricting healthy wiggles.
پرستاران نوزادان را به آرامی قنداق میکنند و به اندازهای آنها را قنداق میکنند که آرام شوند، بدون اینکه حرکات طبیعی بدنشان مختل شود.