تمدیح

لغت نامه دهخدا

تمدیح. [ ت َ ] ( ع مص ) بسیار ستودن. ( تاج المصادر بیهقی ). نیک ستودن. ( زوزنی ). مدح کردن. ( غیاث اللغات ). ستودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مدح گفتن. ستایش کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) مدح کردن.

ویکی واژه

مدح کردن.

جمله سازی با تمدیح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرف الدوله علی بن محمد، که بدوست قوت دولت و جاه حق و تمدیح فخار

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز