decoloniality
🌐 استعمارزدایی
اسم (noun)
📌 موضع یا رویکردی که در پی کشف مجدد، اعتباربخشی مجدد و احیای دانش بومی، ارزشهای فرهنگی، ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و غیره است که توسط استعمار جابجا یا سرکوب شدهاند، و همچنین در پی تمرکززدایی یا برچیدن نگرشها و ساختارهای قدرت استعماری غالب است.
جمله سازی با decoloniality
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 They need to be more deeply committed to the larger project of decoloniality.
آنها باید عمیقتر به پروژه بزرگتر استعمارزدایی متعهد باشند.
💡 They were done with making polite requests for institutional reform, and were demanding decoloniality.
آنها دیگر درخواستهای مودبانه برای اصلاحات نهادی را مطرح نمیکردند و خواستار استعمارزدایی بودند.