Dari
🌐 دری
اسم (noun)
📌 گونهای از زبان فارسی که در افغانستان رایج است.
جمله سازی با Dari
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The clinic translated instructions into Dari and Pashto, reducing errors that previously stemmed from guesswork and embarrassment.
این کلینیک دستورالعملها را به دری و پشتو ترجمه کرد و خطاهایی را که قبلاً ناشی از حدس و گمان و خجالت بود، کاهش داد.
💡 A poet writing in Dari described exile with precise images—cool tiles, cracked pomegranates, a kettle that whistles homesick.
شاعری که به زبان دری مینوشت، تبعید را با تصاویر دقیقی توصیف کرد - کاشیهای خنک، انارهای ترکخورده، کتریای که سوت دلتنگی میکشد.
💡 Now, the network airs programming in four languages: Persian, Mandarin, Dari and Pashto.
اکنون، این شبکه به چهار زبان فارسی، ماندارین، دری و پشتو برنامه پخش میکند.
💡 Program graduates have themselves gone on to teach, either in their home or online, sometimes earning money by offering online Dari language or Quran studies classes to international students.
فارغ التحصیلان این برنامه، خودشان به تدریس، چه در خانه و چه به صورت آنلاین، روی آوردهاند و گاهی اوقات با ارائه کلاسهای آنلاین زبان دری یا مطالعات قرآنی به دانشجویان بینالمللی، درآمد کسب میکنند.
💡 Pastor Dari Pereira, overwhelmed by the influx of displaced people, says he is doing his best to provide for everyone's needs.
کشیش داری پریرا، که از هجوم آوارگان به ستوه آمده است، میگوید تمام تلاش خود را میکند تا نیازهای همه را برآورده کند.
💡 Volunteers practiced greetings in Dari, discovering how small efforts unlock friendly conversations quickly.
داوطلبان سلام و احوالپرسی به زبان دری را تمرین کردند و دریافتند که چگونه تلاشهای کوچک میتوانند به سرعت زمینهساز مکالمات دوستانه شوند.