comfortableness
🌐 راحتی
اسم (noun)
📌 کیفیت راحت بودن یا فراهم کردن آسایش یا راحتی، چه فیزیکی و چه احساسی.
جمله سازی با comfortableness
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 We measured the comfortableness of new uniforms through surveys, not assumptions.
ما راحتی یونیفرمهای جدید را از طریق نظرسنجی، و نه فرضیات، اندازهگیری کردیم.
💡 But in general there was an overwhelming feeling of hesitancy from the cast and this production, like they hadn’t quite found a level of comfortableness with the show or its absurdity yet.
اما به طور کلی، احساس تردید شدیدی از سوی بازیگران و این اجرا وجود داشت، انگار که هنوز به سطحی از راحتی با نمایش یا پوچی آن نرسیده بودند.
💡 She admired the comfortableness of their friendship, where silence carried no embarrassment.
او راحتی دوستیشان را تحسین میکرد، جایی که سکوت هیچ شرمندگیای به همراه نداشت.
💡 The comfortableness of a chair depends on height, cushion density, and arm placement, not brand mythology.
راحتی یک صندلی به ارتفاع، تراکم بالشتک و محل قرارگیری دستهها بستگی دارد، نه به افسانههای مربوط به برند.
💡 The governor said provisions in the criminal code on this issue had been altered from an earlier, stricter version so "would provide a better guarantee of everyone's privacy and comfortableness."
فرماندار گفت که مفاد قانون جزا در این مورد نسبت به نسخه قبلی و سختگیرانهتر تغییر یافته است تا «تضمین بهتری برای حریم خصوصی و آسایش همه فراهم کند».
💡 “I was falling in love. I was having a more consistent feeling of comfortableness in my body in a way that I had never had,” Schoenbrun says.
شوئنبرون میگوید: «داشتم عاشق میشدم. احساس راحتی مداومتری در بدنم داشتم، احساسی که هرگز تجربه نکرده بودم.»