come about

🌐 پیش بیاید.

رخ دادن، پیش آمدن؛ گاهی هم در دریانوردی: تغییر جهت کشتی در برابر باد.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 رخ دادن؛ اتفاق افتادن

📌 دریایی برای تغییر مسیر

جمله سازی با come about

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 How did the collaboration with Pornhub come about?

همکاری با پورن‌هاب چطور شکل گرفت؟

💡 The Reds' late wins this season have come about in a variety of circumstances.

بردهای دیرهنگام سرخ‌ها در این فصل در شرایط مختلفی به دست آمده است.

💡 It came about through a confluence of circumstances.

این امر از طریق تلاقی شرایط به وجود آمد.

💡 The first instance of such low correlation came about on July 31, 2023.

اولین نمونه از چنین همبستگی پایینی در ۳۱ جولای ۲۰۲۳ رخ داد.

💡 The news came about a year after the two actors tied the knot after three years of dating.

این خبر حدود یک سال پس از آن منتشر شد که این دو بازیگر پس از سه سال رابطه، با هم ازدواج کردند.