calamari
🌐 کالاماری
اسم (noun)
📌 ماهی مرکب
جمله سازی با calamari
💡 Clean your calamari and slice it into rings, add it to the colander, and place it in the boiling water.
کالاماری خود را تمیز کنید و آن را به صورت حلقهای برش دهید، آن را به آبکش اضافه کنید و در آب جوش قرار دهید.
💡 And if the competition-show spinoff “Squid Game: The Challenge” can capture so much public attention, there’s quite an appetite out there for more off the deadly calamari platter.
و اگر سریال فرعی مسابقهای «بازی ماهی مرکب: چالش» بتواند تا این حد توجه عموم را جلب کند، اشتهای زیادی برای خوردن چیزهای بیشتری از این بشقاب کشندهی کالاماری وجود دارد.
💡 The vendor insisted sustainable calamari matters, explaining nets, bycatch, and why seasonality shapes responsible menus.
فروشنده اصرار داشت که کالاماری پایدار اهمیت دارد و در مورد تورها، صید ضمنی و اینکه چرا فصلی بودن، منوهای مسئولانه را شکل میدهد، توضیح داد.
💡 We shared crisp calamari with lemon and aioli, proof that simple frying, fresh oil, and timing can feel like culinary magic.
ما کالاماری ترد با لیمو و سس آیولی را با هم خوردیم، که ثابت میکند سرخ کردن ساده، روغن تازه و زمانبندی میتواند مانند جادوی آشپزی باشد.
💡 The calamari went rubbery from overcooking; timing is the difference between applause and apologies.
کالاماری از فرط پختن، سفت و لاستیکی شده بود؛ زمانبندی، تفاوت بین تشویق و عذرخواهی است.
💡 Wild shipworms are eaten in the Philippines -- either raw, or battered and fried like calamari.
کرمهای کشتی وحشی در فیلیپین خورده میشوند -- یا خام، یا مثل کالاماری، در روغن سرخ شده.