B.S.O.T.
🌐 بی اس او تی
مخفف (abbreviation)
📌 لیسانس علوم در کاردرمانی.
جمله سازی با B.S.O.T.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The rehab center welcomed B.S.O.T. graduates to design patient-centered routines.
مرکز توانبخشی از فارغ التحصیلان BSOT برای طراحی روالهای بیمار محور استقبال کرد.
💡 Her B.S.O.T. internship adapted kitchen tasks for clients regaining independence.
دوره کارآموزی او در BSOT، وظایف آشپزخانه را برای مراجعینی که در حال بازیابی استقلال خود بودند، تطبیق داد.
💡 Insurers recognized B.S.O.T. credentials for home-safety evaluations.
شرکتهای بیمه، اعتبارنامههای BSOT را برای ارزیابیهای ایمنی خانه به رسمیت میشناختند.