يمثلون
🌐 آنها نماینده هستند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نمایندگی
📌 حساب برای
📌 نماینده
📌 تشکیل دهنده
📌 آرایش کردن
📌 ژست گرفتن
جمله سازی با يمثلون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقد أقنعتهم انتفاضة موسكو في نهاية المطاف أن العمال يمثلون خطرا.
قیام مسکو سرانجام آنها را متقاعد کرد که کارگران خطری ایجاد میکنند.
💡 إنهم لا يمثلون الإسلام في أي شكل من الأشكال.
آنها به هیچ وجه نماینده اسلام نیستند.
💡 قال المدير إن امثالهم يمثلون نموذجًا جيدًا للموظف الملتزم.
مدیر گفت افرادی مثل آنها نمونه خوبی از یک کارمند متعهد هستند.
💡 بعض الفنانين يمثلون في المسرح المحلي خلال المواسم الثقافية.
برخی از هنرمندان در طول فصول فرهنگی در تئاتر محلی اجرا دارند.
💡 وهؤلاء الأعضاء يمثلون الرابطة في الاجتماعات والحلقات الدراسية والمؤتمرات ذات الصلة.
این اعضا، نماینده انجمن در جلسات، سمینارها و کنفرانسهای مربوطه هستند.
💡 كان الولاة في الماضي يمثلون السلطة المركزية في الأقاليم.
در گذشته، فرمانداران نماینده قدرت مرکزی در مناطق بودند.