يقارب

🌐 نزدیک شدن

این فعل به معنی «نزدیک می‌شود»، «تقریب می‌کند» یا «تقریباً برابر است» است. از ریشه‌ی قرب می‌آید و مفهوم نزدیکی، شباهت و تقریب را می‌رساند. مثلاً ممکن است گفته شود يقارب العدد كذا یعنی «عدد تقریباً برابر با فلان مقدار است». در فارسی «نزدیک بودن» یا «تقریباً برابر بودن» ترجمه‌ی مناسبی است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تقریباً

📌 درباره

📌 اطراف

📌 بستن

جمله سازی با يقارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬‫ظل دون حراك يعيد قراءة الحديث ما يقارب النصؾ ساعة دون حديث أو حركة

او بی‌حرکت ماند و تقریباً نیم ساعت بدون اینکه حرفی بزند یا حرکتی کند، حدیث را دوباره خواند.

💡 ‫ُ‬ ‫بدأت السؤال عن منزلي فكانت أول محطة أسأل فيها هي دكان صغير‬ ‫ُ‬ ‫بداخله عجوز يبلغ من العمر ما يقارب الثمانين

شروع کردم به پرسیدن درباره خانه‌ام، و اولین جایی که پرسیدم مغازه کوچکی بود که پیرمردی حدوداً هشتاد ساله در آن زندگی می‌کرد.

💡 ‬بوصولي إلى ما يقارب منتصف القراءة أدركتُ األحداث‪

تقریباً به نیمه‌های خواندن که رسیدم، تازه فهمیدم چه اتفاقی دارد می‌افتد.

💡 عمر هذا المبنى يقارب خمسين عامًا، ومع ذلك ما زال قويًا.

این ساختمان نزدیک به پنجاه سال قدمت دارد، اما هنوز هم محکم و استوار است.

💡 ‫مشينا ما يقارب الكيلومترات أكلنا بوظة الفانيال وسندويشات‬ ‫وعند موعد العودة أوصلتها من طريق املدرسة لباب بيتها.

حدود چند کیلومتر پیاده رفتیم، بستنی وانیلی و ساندویچ خوردیم و وقتی موقع برگشتن شد، او را از مدرسه تا خانه‌اش رساندم.

💡 عدد الحضور يقارب المئة، لذلك احتاج المنظمون إلى ترتيب إضافي.

تعداد شرکت‌کنندگان نزدیک به صد نفر بود، بنابراین برگزارکنندگان باید تمهیدات بیشتری می‌اندیشیدند.

💡 ‫كيف لي أن أرمي كل ما جمعت خالل ما يقارب نصف قرن من‬ ‫مبادئ وحوارات مع الذات‪.

چطور می‌توانم هر آنچه را که طی نزدیک به نیم قرن اصول و گفتگو با خودم جمع‌آوری کرده‌ام، دور بریزم؟

کلمات مرتبط