يفوض

🌐 نماینده

این فعل به معنی «واگذار می‌کند»، «تفویض می‌کند» یا «اختیار را به دیگری می‌سپارد» است. از ریشه‌ی فوض می‌آید و در زبان عربی رسمی و دینی زیاد دیده می‌شود. مثلاً ممکن است کسی کاری را به دیگری يفوض کند، یعنی مسئولیت یا اختیار آن را به او بدهد. در فارسی «واگذار می‌کند» یا «مأمور می‌کند» از معادل‌های مناسب‌اند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نماینده

📌 اختیار دادن

📌 ماموریت

📌 اجازه دادن

📌 تفویض شده توسط

📌 نایب کردن

جمله سازی با يفوض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في المؤسسات الكبيرة، يفوض المسؤول صلاحيات محددة إلى فريق العمل.

در سازمان‌های بزرگ، مدیر اختیارات خاصی را به تیم کاری تفویض می‌کند.

💡 في منظمة ناجحة، يعرف القائد الجيد متى يفوض المهام.

در یک سازمان موفق، یک رهبر خوب می‌داند چه زمانی وظایف را واگذار کند.

💡 ومع ذلك لا يفوض مشروع القرار باستخدام القوة العسكرية لمعالجة قضية المقاتلين الأجانب.

با این حال، پیش‌نویس قطعنامه اجازه استفاده از نیروی نظامی برای رسیدگی به مسئله جنگجویان خارجی را نمی‌دهد.

💡 كما يفوض القابلات ومساعدي الأطباء لأداء بعض عمليات الإجهاض.

همچنین به ماماها و دستیاران پزشک اجازه می‌دهد سقط جنین‌های خاصی را انجام دهند.

💡 المدير يفوض أحد الموظفين بمتابعة المشروع أثناء سفره خارج البلاد.

مدیر، یکی از کارمندان را مأمور پیگیری پروژه می‌کند، در حالی که خودش در سفر خارجی است.

💡 أحيانًا يفوض الأب ابنه في شراء بعض الحاجيات من السوق.

گاهی پدری به پسرش اجازه می‌دهد که برخی از مایحتاج خود را از بازار خریداری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران