يغص

🌐 خفه کننده ها

از ریشه‌ی غصّ به‌معنای «در گلو گیر کردن، خفه شدن، به تنگ آمدن از چیزی» است. يغص یعنی «گیر می‌کند، به گلو می‌ماند، خفه می‌شود». همچنین در کاربرد مجازی می‌تواند به معنای «از اندوه یا حسرت به تنگ می‌آید» باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خزیدن با

📌 درزها با

📌 خشک کردن

📌 خفه کننده ها

جمله سازی با يغص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حتى التفكير في هذا الطبق جعله يغص على الطاولة.

حتی فکر کردن به این غذا باعث می‌شد که روی میز احساس خفگی کند.

💡 قد يغص القلب بالحزن عندما يسمع الإنسان خبرًا يوجعه جدًا.

وقتی کسی خبری می‌شنود که بسیار دردناک است، قلبش ممکن است پر از غم شود.

💡 الضحية يغص بها في نهاية المطاف إلى الموت على له اللعاب الخاصة.

قربانی در نهایت با بزاق خودش خفه می‌شود و می‌میرد.

💡 ‬كان البار يغص بالزبائن عندما نظر بحر البارمان إلى‬ ‫مساعده عبدون وخرجا معا تاركين البار‪

بار پر از مشتری بود که بحر، متصدی بار، به دستیارش عبدون نگاه کرد و هر دو از بار خارج شدند.

💡 "وفي ليلة جمعة" "كوخ السرطان البحري، يغص بهم"

«و یک شب جمعه،» «کلبه خرچنگ‌ها پر از آنها بود.»

💡 مع العرض الكبير، كان المتجر يغص بالمتسوقين.

با وجود ویترین بزرگ، فروشگاه مملو از مشتری بود.