يغب
🌐 او غایب است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فرار کرد
📌 رفته بوده.
📌 بیخبر رفته
جمله سازی با يغب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كثيرًا ما يغب الموظف عن العمل عند السفر الطارئ.
کارمندان اغلب هنگام سفر غیرمنتظره از محل کار خود غایب میشوند.
💡 لم يغب ترقب تلك الأسلحة عن خيالات الحكومات.
پیشبینی این سلاحها هرگز از ذهن دولتها دور نبود.
💡 شُ يّع امللك بجنازة كبرية مل يغب أي امرئ عنهاّ
برای پادشاه مراسم تشییع جنازه باشکوهی برگزار شد که همه در آن شرکت کردند.
💡 قد يغب الطالب عن الدرس إذا مرض فجأة.
اگر دانشآموزی ناگهان بیمار شود، ممکن است کلاس را از دست بدهد.
💡 لا ينبغي أن يغب الفريق عن الاجتماع المهم دون عذر واضح.
تیم نباید بدون عذر موجه در یک جلسه مهم غایب باشد.
💡 لم يغب عن الخاطر أن هذا القرار قد يغير حياتي بالكامل.
کاملاً آگاه بودم که این تصمیم میتواند زندگیام را کاملاً تغییر دهد.