يعصف

🌐 طوفان

از ریشهٔ «عصف» است و معمولاً به معنای «تند می‌وزد» یا «شدید می‌تازد» به کار می‌رود، مانند بادِ شدید. گاهی هم می‌تواند به معنای «در هم می‌کوبد» یا «ویران می‌کند» در اثر شدت باشد. در فارسی ساده، «با شدت می‌وزد» یا «طوفانی می‌تازد» مناسب است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 طاعون

📌 ضربه

📌 محاصره کردن

📌 ریون

📌 تپش

جمله سازی با يعصف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان بؤس يعصف بروحه، مما جعله يشعر بالهجران والانتسى.

بدبختی در روحش بیداد می‌کرد و باعث می‌شد احساس کند رها شده و فراموش شده است.

💡 كانت السلطات مصممة على القبض على السارق الماهر المراوغ الذي يعصف بالمدينة.

مقامات مصمم بودند دزد ماهر و فراری را که در شهر آشوب به پا کرده بود، دستگیر کنند.

💡 الناخبون تعبوا من الكسب غير المشروع الذي يبدو أنه يعصف بكل دورة انتخابية.

رأی‌دهندگان از فسادی که به نظر می‌رسد در هر دوره انتخاباتی وجود دارد، خسته شده‌اند.

💡 قبل هطول المطر مباشرة، كان بإمكانك الشعور بالهواء يعصف بقوة.

درست قبل از شروع باران، می‌توانستید وزش باد شدید را حس کنید.

💡 قد يعصف الغضب بالإنسان إذا لم يتحكم في انفعالاته.

اگر فرد نتواند احساسات خود را کنترل کند، خشم می‌تواند بر او غلبه کند.

💡 وينطلق تضامننا من هذا الحزن المشترك ومعرفتنا العميقة لمشكلة الإرهاب الذي يعصف ببلدنا منذ أكثر من عشر سنوات.

همبستگی ما از این غم مشترک و درک عمیق ما از مشکل تروریسم که بیش از ده سال است کشور ما را گرفتار کرده است، ناشی می‌شود.

💡 ‬هذه الشكوى تنتقل مباشرة إلى الكوو‬ ‫الذي يعصف بالخادم المذنب بال هوادة‪

این شکایت مستقیماً به مدیر ارشد عملیات (COO) ارسال می‌شود، و او بی‌رحمانه سرور خاطی را مجازات می‌کند.

کلمات مرتبط