يتعاطف

🌐 همدردی کردن

«يَتَعاطَف» یعنی همدردی کردن، دلسوزی نشان دادن، احساس همدلی داشتن یا با دیگری از نظر عاطفی همراه شدن. این فعل برای زمانی به کار می‌رود که فرد رنج یا احساسات دیگری را درک می‌کند و با او احساس نزدیکی و همراهی دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 همدردی کردن

📌 دلسوز

📌 همدلی کردن

جمله سازی با يتعاطف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وصف الكاتب وا الالم في قصته بطريقة مؤثرة جعلت القارئ يتعاطف معه.

نویسنده درد داستانش را به شیوه‌ای تأثیرگذار توصیف کرده که خواننده را به همدردی با خود وامی دارد.

💡 قدّم الممثل شخصية معقّدة جعلت الجمهور يتعاطف معها رغم أخطائها الواضحة.

این بازیگر شخصیت پیچیده‌ای را ارائه داد که باعث شد مخاطب با وجود اشتباهات آشکارش با او همدردی کند.

💡 هذا يعني أنه يتعاطف مع ألمنا، ويتوق لتعزيتنا.

این یعنی او با درد ما همدردی می‌کند و مشتاق تسلی دادن به ماست.

💡 هو لا يتعاطف مع الكسل، إنه يقدر العمل الجاد.

او با تنبلی همدردی نمی‌کند؛ او برای سخت‌کوشی ارزش قائل است.

💡 شرح الكاتب کنش الشخصيات في روايته بطريقة جعلت القارئ يتعاطف معها.

نویسنده، کنش، شخصیت‌های رمانش را به گونه‌ای توضیح داد که خواننده با آنها همدردی می‌کرد.

💡 غالبًا ما يتعاطف الأطفال الصغار بسهولة، ويظهرون تعاطفًا لأصدقائهم في أوقات الضيق.

کودکان خردسال اغلب به راحتی همدلی می‌کنند و در مواقع پریشانی با دوستان خود همدردی نشان می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران