يبلل

🌐 مرطوب

یعنی «تر می‌کند، خیس می‌کند»؛ از ریشهٔ بلّ است و برای خیس کردن چیزی با آب یا هر مایع دیگری به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مرطوب

📌 مرطوب می کند

📌 مدفوع کردن

📌 خیس می کند

📌 خیس کردن

جمله سازی با يبلل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 المكونات من أدناه لا تسمح المياه لتتدفق، تحت ضغط من وزنه الخاص يبلل تدريجيا التربة.

اجزای زیر اجازه جریان آب را نمی‌دهند؛ تحت فشار وزن خود، به تدریج خاک را خیس می‌کند.

💡 بعد شرب الكثير من الماء، كان لا محالة سوف يبلل السرير.

بعد از نوشیدن آن همه آب، او مجبور بود رختخوابش را خیس کند.

💡 لا تترك النافذة مفتوحة، فقد يبلل الهواءُ البارد الغرفة.

پنجره را باز نگذارید، زیرا هوای سرد ممکن است اتاق را مرطوب کند.

💡 رفعتُ ٱلايدیَّ عن الطاولة عندما بدأ المطرُ يبلل المكان.

وقتی باران شروع به خیس کردن همه جا کرد، دست‌هایم را از روی میز برداشتم.

💡 المطر يبلل ثياب الأطفال وهم يركضون في الساحة.

باران لباس‌های بچه‌ها را خیس می‌کند، در حالی که آنها دور حیاط می‌دوند.

💡 السائق يبلل زجاج السيارة بالماء قبل أن يمسحه جيدًا.

راننده قبل از اینکه شیشه ماشین را کاملاً پاک کند، آن را با آب خیس می‌کند.

کلمات مرتبط