اصلح

🌐 اصلاح کردن

صیغهٔ تفضیلی از «صالح» و به معنای «شایسته‌تر»، «نیکوتر»، «سازگارتر» یا «بهتر برای اصلاح» است؛ گاهی هم به معنای «اصلاح کرد» در برخی ساخت‌ها می‌آید.

فعل (verb)

📌 رفع

📌 تعمیر

📌 اصلاح کردن

📌 اصلاحات

📌 درست

صفت (adjective)

📌 تعمیر شده

📌 توانبخشی شده

جمله سازی با اصلح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حاولَ الفنيُّ أنْ اصلح الجهازَ قبلَ أنْ يقررَ استبدالَ القطعةِ التالفةِ.

تکنسین قبل از تصمیم به تعویض قطعه آسیب دیده، سعی کرد دستگاه را تعمیر کند.

💡 وعدَ الأبُ أنْ اصلح ما أفسدَهُ الخلافُ بينَ الإخوةِ في المساءِ.

پدر قول داد آنچه را که اختلاف بین برادران در شب خراب کرده بود، درست کند.

💡 إذا أردتَ أنْ تُحسنَ العملَ الجماعيَّ، فابدأْ بأنْ اصلح أيَّ سوءِ فهمٍ بسرعةٍ.

اگر می‌خواهید کار تیمی را بهبود ببخشید، با رفع سریع هرگونه سوءتفاهم شروع کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران