اشهب
🌐 اشهب
این واژه به معنای «سفیدِ مایل به خاکستری»، «روشنفام» یا «سفیدآمیز» است. در توصیف رنگ، بهویژه برای حیوانات، سنگها یا چیزهایی که سفیدیِ خالص ندارند و کمی تیرگی یا خاکستری در آنها هست، به کار میرود. در ادب عربی، «اشهب» از اوصاف رنگی دقیق و پرکاربرد است.
صفت (adjective)
📌 گریزلی
📌 خاکستری شده
جمله سازی با اشهب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان الرجل اشهب اللحية ويجلس عند باب المسجد كل مساء.
مرد ریش خاکستری داشت و هر شب کنار در مسجد مینشست.
💡 انا انظر في المرأة وكل ما اراه هو محارب اشهب مع عينين بنيتين مشتعلتين وفك بطل
به آینه نگاه میکنم و تنها چیزی که میبینم یک جنگجوی خاکستری با چشمان قهوهای درخشان و فکی قهرمانانه است.
💡 رأى الفارس حصاناً اشهب يركض في السهل الواسع.
شوالیه اسبی خاکستری را دید که در دشت وسیع میدوید.
💡 وصفوا الصخرة بأنها اشهب اللون بسبب طول تعرضها للشمس.
آنها این سنگ را به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض آفتاب، به رنگ خاکستری توصیف کردند.