اشعة
🌐 اشعهها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اشعه ایکس
📌 اشعهها
📌 گاما
📌 سی تی
جمله سازی با اشعة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تظهر اشعة إكس تفاصيل دقيقة تساعد في تشخيص الحالات العظمية والسنّية.
اشعه ایکس جزئیات دقیقی را نشان میدهد که به تشخیص مشکلات استخوان و دندان کمک میکند.
💡 طلب الطبيب إجراء اشعة إكس بعد السقوط للتأكد من عدم وجود كسر.
پزشک پس از زمین خوردن، عکسبرداری با اشعه ایکس تجویز کرد تا از عدم شکستگی مطمئن شود.
💡 استخدم الطبيب صور اشعة لتشخيص الإصابة بدقة أكبر.
پزشک از تصاویر اشعه ایکس برای تشخیص دقیقتر آسیبدیدگی استفاده کرد.
💡 في قسم الطوارئ، نُقلت المريضة مباشرةً إلى غرفة اشعة إكس.
در اورژانس، بیمار مستقیماً به اتاق عکسبرداری منتقل شد.
💡 دخلت اشعة الشمس عبر النافذة، فامتلأت الغرفة دفئًا صباحًا.
نور خورشید از پنجره به داخل میتابید و اتاق را با گرمای صبحگاهی پر میکرد.
💡 خضع المريض لفحص اشعة في المستشفى للتأكد من سلامة العظام.
بیمار در بیمارستان تحت معاینه اشعه ایکس قرار گرفت تا از سالم بودن استخوانها اطمینان حاصل شود.