ورميت
🌐 و پرتاب کردم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و انداخت
📌 و پرتاب کردم
📌 و پرتاب شده
📌 و ریخته شد
📌 و تو پرتاب کردی
📌 پرتاب میکنی
📌 دور انداختم.
جمله سازی با ورميت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رميته على الكرس ي ورميت علبة السجائر والوالعة على الطاولة
پرتش کردم روی صندلی و پاکت سیگار و فندک رو هم پرت کردم روی میز.
💡 عندما أردتُ لفتَ انتباهِ الصديقِ، ورميت كرةً صغيرةً نحوهُ فابتسمَ والتفتَ إليَّ.
وقتی میخواستم توجه دوستم را جلب کنم، یک توپ کوچک به سمتش پرتاب کردم، او لبخندی زد و به سمت من برگشت.
💡 ُ واستبدلت ثوب األمل بدأت بِ َط ْي األحزان ورميت كل خماويف ُ بثوب األمل
غمهایم را با جامهی امید جایگزین کردم و تمام ترسهایم را به دور انداختم.
💡 وفي إطار استراتيجية تهدف إلى بث الرعب في نفوس السكان شوهت الجثث ورميت في الأماكن العامة.
به عنوان بخشی از یک استراتژی با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، اجساد مثله شده و در اماکن عمومی رها شدند.
💡 فذهبت إليهم ورميت حيوان أبوسوم على سطح منزلهم.
بنابراین به سمت آنها رفتم و یک صاریغ را روی پشت بام خانهشان انداختم.
💡 بعد أسابيع من الضغط، فقدت أعصابي أخيراً ورميت أوراقي في كل مكان.
بعد از هفتهها فشار، بالاخره طاقتم طاق شد و کاغذهایم را همه جا پرت کردم.