ورکوب

🌐 سواری

این واژه در عربیِ رایج به‌صورت مستقل خیلی شناخته‌شده نیست، اما اگر به صورت نوشتاریِ نزدیک به «أوركوب» یا صورت‌های عامیانه / محلی باشد، می‌تواند به چیزی مربوط به «سوار شدن، رکوب، یا ابزار / وسیله‌ی سوار شدن» اشاره کند. در برخی گویش‌ها یا نقل‌های نادر، چنین صورت‌هایی برای نام‌گذاری اشیا یا حالت‌ها دیده می‌شود، ولی بدون متن و کاربرد دقیق، معنای قطعی ندارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سواری

📌 و سوار شدن

جمله سازی با ورکوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأيتُ وركوب في الحفلِ القديمِ يعزفُ بهدوءٍ، فاجتمعَ الناسُ حولَهُ ليستمعوا إلى الموسيقى الشعبية.

در مهمانی قدیمی، سوارکاری را دیدم که آرام می‌نواخت و مردم دورش جمع شده بودند تا به موسیقی محلی گوش دهند.

💡 كانَ وركوب جزءًا من التراثِ المحليِّ، لذلكَ احتفظتْ بهِ العائلةُ في صندوقٍ خشبيٍّ قديمٍ.

اسب‌سواری بخشی از میراث محلی بود، بنابراین خانواده آن را در یک جعبه چوبی قدیمی نگه می‌داشتند.

💡 اشترى الرجلُ وركوب جديدًا من السوقِ، ثم جرّبهُ أمامَ أصدقائهِ فبدتِ النغمةُ واضحةً وجميلةً.

مرد یک ماشین نو از بازار خرید، سپس آن را جلوی دوستانش امتحان کرد و صدایش واضح و زیبا بود.

💡 خرج الفارس إلى الرباض الواسع ليتدرّب على الرماية وركوب الخيل مع رفاقه.

شوالیه به فضای باز و وسیعی رفت تا با همراهانش تیراندازی و اسب‌سواری تمرین کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران