وَخَضَ

🌐 و او به آب زد

این فعل به معنای در چیزی فرو رفتن، داخل شدن، یا چیزی را شکافتن و در آن پیش رفتن است. در برخی کاربردها به معنای با آب یا مایع چیزی را آمیختن یا در آن وارد شدن نیز می‌آید، بسته به سیاق جمله.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سپس آن را تکان داد تا

جمله سازی با وَخَضَ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعدَ المطرِ الغزيرِ، ظهرَ وخض الطينِ على الطريقِ المؤدي إلى المزرعةِ والبيوتِ القريبة.

پس از باران شدید، گل و لای روی جاده منتهی به مزرعه و خانه‌های اطراف ظاهر شد و به حرکت درآمد.

💡 سمعنا وخض الأقدامِ في الممرِّ الضيّقِ، فعرفنا أنّ العمّالَ وصلوا إلى الموقعِ مبكرًا.

صدای قدم‌هایی را در راهروی باریک شنیدیم و فهمیدیم که کارگران زودتر به محل رسیده‌اند.

💡 كانت خطواتُه تُحدثُ وخض ًا خفيفًا فوق الأرضِ الرطبةِ عندَ عبورهِ الحقلَ قبلَ الفجر.

قبل از طلوع آفتاب، قدم‌هایش هنگام عبور از مزرعه، لرزش خفیفی روی زمین مرطوب ایجاد می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران