وبع
🌐 و بعد از آن
فعل (verb)
📌 فروش
جمله سازی با وبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غالباً ما يجد المستثمرون الجدد صعوبة في اتباع مبدأ 'اشتر بالرخيص وبع بالغالي'.
سرمایهگذاران جدید اغلب پیروی از اصل «ارزان بخر و گران بفروش» را دشوار میدانند.
💡 قرر التاجر أن وبع بعض الكتب القديمة في السوق الشعبي.
تاجر تصمیم گرفت تعدادی کتاب قدیمی را در بازار محلی بفروشد.
💡 حسناً، إذهب وبع هذا الكلام في مكانِ أخر، لأنني ان أشترى.
باشه، برو این حرفا رو یه جای دیگه بفروش، چون من نمیخرمش.
💡 يفهم الكثيرون مبدأ 'اشتر بالرخيص وبع بالغالي' نظرياً لكنهم يجدون صعوبة في تطبيقه.
بسیاری از مردم اصل «ارزان بخر و گران بفروش» را در تئوری درک میکنند، اما در بهکارگیری آن مشکل دارند.
💡 حاولت الأسرة أن وبع السيارة القديمة بعد شراء واحدة جديدة.
خانواده پس از خرید ماشین جدید، سعی کردند ماشین قدیمی را بفروشند.
💡 نصح الخبير صاحب المتجر أن وبع السلع غير المطلوبة لتقليل الخسائر.
این متخصص به صاحب مغازه توصیه کرد که کالاهای ناخواسته را بفروشد تا ضرر و زیان را کاهش دهد.