واضطرب

🌐 و او مضطرب بود

«اضطرب» فعل ماضی از ریشه «اضطراب» است و یعنی «آشفته شد، بی‌قرار شد، ناآرام گردید، لرزید یا پریشان شد». این فعل برای توصیف وضعیت چیزی یا کسی به‌کار می‌رود که آرامش و ثبات خود را از دست داده است. مثلاً «اضطرب القلب» یعنی «دل به تپش و آشفتگی افتاد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مختل شد

📌 او وحشت کرد

جمله سازی با واضطرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندما لم يستطيع الحصول على (شان) كان على اتصال معي واضطرب ضع رفاقك بعيدا للحفاظ على سلامتهم

وقتی نتوانست به (شان) برسد، با من تماس گرفت و آشفته شد. همراهانت را دور نگه دار تا امنیتشان تضمین شود.

💡 واضطربَ الطفلُ عندما سمعَ صوتَ الرعدِ لأولِ مرةٍ.

کودک وقتی برای اولین بار صدای رعد را شنید، آشفته شد.

💡 واضطربَ الوضعُ في القاعةِ بعدَ انقطاعِ الكهرباءِ فجأةً.

پس از اینکه برق ناگهان قطع شد، اوضاع سالن آشفته شد.

💡 ونتيجة لذلك، حُرم السكان من حقوقهم، واضطرب نمط عيشهم التقليدي أثناء هذه السنوات العديدة.

در نتیجه، مردم از حقوق خود محروم شدند و شیوه زندگی سنتی آنها در طول این سال‌های طولانی مختل شد.

💡 واضطربَ البحرُ معَ هبوبِ الرياحِ القويةِ في المساءِ.

دریا با وزش باد شدید در عصر، متلاطم شد.

کلمات مرتبط